die Schläferin

Aussprache: /ˈʃlɛːfəʁɪn/
Worttrennung: Schlä·fe·rin
اسم

زن خوابیده، جاسوس خفته

Bedeutungen

1

زنی که در حال خوابیدن یا خوابیده است.

  • Die kleine Schläferin träumte von bunten Schmetterlingen.دختر خوابیده در حال رویا دیدن پروانه‌های رنگارنگ بود.
  • Wir ließen die Schläferin im Auto schlafen, um sie nicht zu wecken.ما گذاشتیم زن خوابیده در ماشین بخوابد تا بیدار نشود.
  • Die Schläferin im Zug wurde von der Durchsage geweckt.زن خوابیده در قطار با اعلامیه بیدار شد.
2

به صورت استعاری، فردی (در اینجا زن) که در موقعیتی خاص فعال نیست یا اطلاعاتی ندارد، مانند یک جاسوس که در حالت انتظار یا عدم فعالیت به سر می‌برد.

  • Die Agentin war eine Schläferin, die auf ihren Einsatzbefehl wartete.آن مامور زن یک جاسوس خفته بود که منتظر دستور عملیات خود بود.
  • Manche Zellen sind Schläferinnen, die erst bei Bedarf aktiviert werden.برخی از سلول‌ها (سازمان‌ها) جاسوسان خفته‌ای هستند که تنها در صورت نیاز فعال می‌شوند.
  • Die Polizei vermutete, dass eine Schläferin in der Organisation aktiv war.پلیس مشکوک بود که یک جاسوس خفته در این سازمان فعال است.