der Schlägel
چکش، پتک، مضراب
Bedeutungen
1
ابزاری سنگین با سری فلزی یا چوبی که برای ضربه زدن، کوبیدن یا خرد کردن به کار میرود؛ چکش یا پتک بزرگ.
- Der Bergmann benutzte einen schweren Schlägel, um das Gestein zu zertrümmern.معدنکار از یک پتک سنگین برای خرد کردن سنگ استفاده کرد.
- Für das Konzert brauchte der Musiker einen speziellen Schlägel für die Pauken.برای کنسرت، نوازنده به مضراب مخصوصی برای تیمپانی نیاز داشت.
- Mit dem Schlägel schlug er auf den Amboss, um das Metall zu formen.با چکش به سندان ضربه زد تا فلز را شکل دهد.
2
مضراب یا چکش کوچک برای نواختن سازهای کوبهای مانند تیمپانی یا زیلوفون.
- Der Dirigent gab dem Schlagzeuger das Zeichen, mit dem Schlägel zu beginnen.رهبر ارکستر به درامر علامت داد تا با مضراب شروع کند.
- Sie wählte den passenden Schlägel für den sanften Klang der Glocken.او مضراب مناسب را برای صدای ملایم زنگها انتخاب کرد.
- Der Schlägel muss die richtige Härte haben, um den gewünschten Ton zu erzeugen.مضراب باید سختی مناسبی داشته باشد تا صدای مورد نظر را تولید کند.