der Schlägel

Aussprache: /ˈʃlɛːɡl̩/
Worttrennung: Schlä·gel
اسم

چکش، پتک، مضراب

Bedeutungen

1

ابزاری سنگین با سری فلزی یا چوبی که برای ضربه زدن، کوبیدن یا خرد کردن به کار می‌رود؛ چکش یا پتک بزرگ.

  • Der Bergmann benutzte einen schweren Schlägel, um das Gestein zu zertrümmern.معدن‌کار از یک پتک سنگین برای خرد کردن سنگ استفاده کرد.
  • Für das Konzert brauchte der Musiker einen speziellen Schlägel für die Pauken.برای کنسرت، نوازنده به مضراب مخصوصی برای تیمپانی نیاز داشت.
  • Mit dem Schlägel schlug er auf den Amboss, um das Metall zu formen.با چکش به سندان ضربه زد تا فلز را شکل دهد.
2

مضراب یا چکش کوچک برای نواختن سازهای کوبه‌ای مانند تیمپانی یا زیلوفون.

  • Der Dirigent gab dem Schlagzeuger das Zeichen, mit dem Schlägel zu beginnen.رهبر ارکستر به درامر علامت داد تا با مضراب شروع کند.
  • Sie wählte den passenden Schlägel für den sanften Klang der Glocken.او مضراب مناسب را برای صدای ملایم زنگ‌ها انتخاب کرد.
  • Der Schlägel muss die richtige Härte haben, um den gewünschten Ton zu erzeugen.مضراب باید سختی مناسبی داشته باشد تا صدای مورد نظر را تولید کند.