das Schloss

Aussprache: /ʃlɔs/
Worttrennung: Schloss
اسم

قفل (در)، کاخ، قلعه

Bedeutungen

1

دستگاهی برای قفل کردن در، صندوق یا وسیله‌ای دیگر که با کلید یا رمز باز می‌شود.

  • Bitte schließen Sie das Schloss ab.لطفاً قفل را ببندید.
  • Der Schlüssel passt nicht in das Schloss.کلید در قفل نمی‌چرخد.
  • Das Schloss an der Tür ist kaputt.قفل در شکسته است.
2

ساختمان بزرگ و باشکوه، کاخ یا قلعه که معمولاً محل زندگی خانواده‌های سلطنتی یا اشرافی بوده است.

  • Das Schloss Neuschwanstein ist weltberühmt.قلعه نوشوانشتاین شهرت جهانی دارد.
  • Wir haben das Schloss besichtigt und waren beeindruckt.ما از کاخ بازدید کردیم و تحت تأثیر قرار گرفتیم.
  • Im Mittelalter lebten Könige in solchen Schlössern.در قرون وسطی، پادشاهان در چنین کاخ‌هایی زندگی می‌کردند.
3

در اصطلاحات، مانند 'Schloss und Riegel' (قفل و میله) به معنای امنیت کامل یا محافظت شدید.

  • Die Tür war mit Schloss und Riegel gesichert.در با قفل و میله ایمن شده بود.
  • Er hat sein Fahrrad mit einem starken Schloss gesichert.او دوچرخه‌اش را با یک قفل محکم ایمن کرد.
  • Das Schloss des Fahrrads ist sehr sicher.قفل دوچرخه بسیار امن است.