das Schlüsselkind
کودک کلیدبهدست (کودکی که بعد از مدرسه به خاطر شاغل بودن والدین تنها به خانه میآید)
Bedeutungen
1
کودکی که پس از مدرسه به دلیل شاغل بودن والدین، کلید خانه را دارد و تا زمان بازگشت آنها به تنهایی در خانه منتظر میماند.
- Als Schlüsselkind musste er lernen, sich selbst zu beschäftigen.او به عنوان یک کودک کلیدبهدست مجبور بود یاد بگیرد که چگونه خودش را سرگرم کند.
- Viele Schlüsselkinder fühlen sich einsam, wenn sie nach der Schule nach Hause kommen.بسیاری از کودکان کلیدبهدست هنگام بازگشت به خانه پس از مدرسه احساس تنهایی میکنند.
- Die Gesellschaft achtet heute mehr auf die Bedürfnisse von Schlüsselkindern.جامعه امروزه بیشتر به نیازهای کودکان کلیدبهدست توجه میکند.