das Schlüsselkind

Aussprache: /ˈʃlʏsl̩ˌkɪnt/
Worttrennung: Schlüs·sel·kind
اسم

کودک کلیدبه‌دست (کودکی که بعد از مدرسه به خاطر شاغل بودن والدین تنها به خانه می‌آید)

Bedeutungen

1

کودکی که پس از مدرسه به دلیل شاغل بودن والدین، کلید خانه را دارد و تا زمان بازگشت آن‌ها به تنهایی در خانه منتظر می‌ماند.

  • Als Schlüsselkind musste er lernen, sich selbst zu beschäftigen.او به عنوان یک کودک کلیدبه‌دست مجبور بود یاد بگیرد که چگونه خودش را سرگرم کند.
  • Viele Schlüsselkinder fühlen sich einsam, wenn sie nach der Schule nach Hause kommen.بسیاری از کودکان کلیدبه‌دست هنگام بازگشت به خانه پس از مدرسه احساس تنهایی می‌کنند.
  • Die Gesellschaft achtet heute mehr auf die Bedürfnisse von Schlüsselkindern.جامعه امروزه بیشتر به نیازهای کودکان کلیدبه‌دست توجه می‌کند.