der Schlüsselspieler
بازیکن کلیدی، مهره اصلی
Bedeutungen
1
فردی که نقش بسیار مهم و تعیینکنندهای در موفقیت یک تیم، سازمان یا پروژه دارد؛ کسی که بدون او، دستیابی به اهداف دشوار است.
- Er ist der Schlüsselspieler in unserem Fußballteam.او بازیکن کلیدی تیم فوتبال ما است.
- Die Unterstützung dieses Schlüsselspielers ist für den Erfolg des Projekts unerlässlich.حمایت از این مهره اصلی برای موفقیت پروژه ضروری است.
- Ohne ihren neuen Programmierer, den eigentlichen Schlüsselspieler, wäre die Software nicht fertig geworden.بدون برنامهنویس جدیدشان، که بازیکن کلیدی واقعی بود، نرمافزار تکمیل نمیشد.