die Schlachtenbummlerin

Aussprache: /ˈʃlaxtn̩ˌbʊmlərɪn/
Worttrennung: Schlach·ten·bumm·le·rin
اسم

تماشاگر زنی که برای تشویق تیمش به بازی‌های خارج از خانه سفر می‌کند

Bedeutungen

1

زنی که به همراه تیم ورزشی مورد علاقه‌اش به شهرهای دیگر سفر می‌کند تا بازی‌های خارج از خانه را از نزدیک تماشا کرده و تیمش را تشویق کند.

  • Die Schlachtenbummlerin feierte den Sieg ihrer Mannschaft ausgelassen.آن تماشاگر زن، پیروزی تیمش را با شور و شوق فراوان جشن گرفت.
  • Als treue Schlachtenbummlerin war sie bei jedem Auswärtsspiel dabei.او به عنوان یک تماشاگر وفادار، در هر بازی خارج از خانه حضور داشت.
  • Die Schlachtenbummlerin reiste extra aus München an, um ihr Team anzufeuern.آن تماشاگر زن مخصوصاً از مونیخ سفر کرده بود تا تیمش را تشویق کند.