der Schlachtplatz

Aussprache: /ˈʃlaxtˌplat͡s/
Worttrennung: Schlacht·platz
اسم

محل ذبح، میدان کشتار

Bedeutungen

1

مکانی که در آن حیوانات برای مصرف انسان ذبح می‌شوند.

  • Der Schlachtplatz muss hygienischen Standards entsprechen.محل ذبح باید مطابق با استانداردهای بهداشتی باشد.
  • Früher war der Dorfplatz der Schlachtplatz.قبلاً میدان دهکده محل ذبح بود.
  • Die Tiere werden auf dem Schlachtplatz professionell geschlachtet.حیوانات در محل ذبح به صورت حرفه‌ای ذبح می‌شوند.
2

به صورت مجازی یا استعاری، مکانی که در آن نبرد یا درگیری شدیدی رخ داده است.

  • Das Schlachtfeld wurde nach der Schlacht zum Schlachtplatz.میدان نبرد پس از جنگ به محل کشتار تبدیل شد.
  • Der Markt wurde zum Schlachtplatz für die Händler.بازار به میدان کشتار برای تاجران تبدیل شد.
  • Die Politik kann manchmal wie ein Schlachtplatz wirken.سیاست گاهی اوقات می‌تواند شبیه به میدان کشتار به نظر برسد.