das Schlachtross

Aussprache: /ˈʃlaxtrɔs/
Worttrennung: Schlacht·ross
اسم

اسب جنگی، اسب رزم

Bedeutungen

1

اسبی که به طور خاص برای استفاده در جنگ و نبرد آموزش دیده و پرورش یافته است.

  • Das Schlachtross trug den Ritter tapfer in die Schlacht.اسب جنگی شوالیه را شجاعانه به میدان نبرد برد.
  • Nur starke und gut trainierte Pferde wurden als Schlachtross eingesetzt.تنها اسب‌های قوی و خوب آموزش دیده به عنوان اسب جنگی به کار گرفته می‌شدند.
  • Die Kavallerie zog mit ihren Schlachtrössern in die Schlacht.سواره نظام با اسب‌های جنگی خود به نبرد رفت.