die Schlachtung

Aussprache: /ˈʃlaxtʊŋ/
Worttrennung: Schlach·tung
اسم

ذبح، کشتار (حیوانات برای مصرف گوشت)

Bedeutungen

1

عمل کشتن حیوانات، معمولاً دام‌ها، به منظور تهیه گوشت برای مصرف انسانی.

  • Die Schlachtung der Tiere muss hygienisch erfolgen.ذبح حیوانات باید بهداشتی انجام شود.
  • Die jährliche Schlachtung fand im Herbst statt.کشتار سالانه در پاییز انجام شد.
  • Die Tierschutzorganisationen kritisieren die brutale Schlachtung.سازمان‌های حمایت از حیوانات، کشتار بی‌رحمانه را نقد می‌کنند.