der Schlafmangel

Aussprache: /ˈʃlaːfˌmaŋl̩/
Worttrennung: Schlaf·man·gel
اسم

کمبود خواب

Bedeutungen

1

وضعیت ناشی از عدم دریافت مقدار کافی خواب مورد نیاز بدن، که می‌تواند منجر به خستگی، کاهش تمرکز و مشکلات سلامتی شود.

  • Nach der langen Reise litt er unter starkem Schlafmangel.او پس از سفر طولانی از کمبود خواب شدید رنج می‌برد.
  • Chronischer Schlafmangel kann die Gesundheit beeinträchtigen.کمبود خواب مزمن می‌تواند به سلامتی آسیب برساند.
  • Der Schlafmangel machte ihn reizbar und unkonzentriert.کمبود خواب او را زودرنج و بی‌دقت کرده بود.