die Schlafmaus

Aussprache: /ˈʃlaːfˌmaʊ̯s/
Worttrennung: Schlaf·maus
اسم

موش زمستان‌خواب، موش درختی (نوعی جونده شب‌زی)

Bedeutungen

1

نام رایج برای برخی از گونه‌های کوچک جوندگان، به ویژه آن‌هایی که به خاطر زمستان‌گذرانی طولانی‌مدتشان معروف هستند؛ مترادف با Bilch.

  • Die kleine Schlafmaus versteckte sich im Laub.موش زمستان‌خواب کوچک در میان برگ‌ها پنهان شد.
  • Im Herbst sammelt die Schlafmaus Nüsse für den Winter.موش زمستان‌خواب در پاییز برای زمستان مغزها جمع‌آوری می‌کند.
  • Der Zoologe untersuchte das Verhalten der Schlafmaus während des Winterschlafs.جانورشناس رفتار موش زمستان‌خواب را در طول زمستان‌گذرانی مطالعه کرد.