die Schlaganfallpatientin
بیمار زن سکته مغزی
Bedeutungen
1
زنی که دچار سکته مغزی شده است و تحت درمان یا مراقبت پزشکی قرار دارد.
- Die Schlaganfallpatientin machte gute Fortschritte in der Rehabilitation.بیمار زن سکته مغزی، پیشرفت خوبی در توانبخشی داشت.
- Das Pflegepersonal kümmerte sich aufopferungsvoll um die Schlaganfallpatientin.کادر پرستاری با فداکاری از بیمار زن سکته مغزی مراقبت میکردند.
- Die Familie besuchte die Schlaganfallpatientin regelmäßig im Krankenhaus.خانواده به طور مرتب از بیمار زن سکته مغزی در بیمارستان عیادت میکردند.