das Schlagwort

Aussprache: /ˈʃlaːkˌvɔʁt/
Worttrennung: Schlag·wort
اسم

شعار، واژه کلیدی، کلمه قصار

Bedeutungen

1

کلمه یا عبارت کوتاهی که جوهر یا موضوع اصلی یک متن، بحث یا جنبش را خلاصه می‌کند؛ شعار یا عنوان کلیدی.

  • Freiheit, Gleichheit, Brüderlichkeit' war das Schlagwort der Französischen Revolution.آزادی، برابری، برادری' شعار انقلاب فرانسه بود.
  • Das Schlagwort 'Nachhaltigkeit' ist heute in aller Munde.واژه کلیدی 'پایداری' امروز بر سر زبان‌هاست.
  • Der Politiker nutzte ein einfaches Schlagwort, um die Wähler zu überzeugen.سیاستمدار از یک شعار ساده برای متقاعد کردن رأی‌دهندگان استفاده کرد.
2

کلمه‌ای که برای دسته‌بندی یا نمایه‌سازی اطلاعات در کتابخانه‌ها، پایگاه‌های داده یا سیستم‌های بایگانی استفاده می‌شود.

  • Bitte geben Sie ein Schlagwort ein, um die Suche zu verfeinern.لطفاً یک واژه کلیدی وارد کنید تا جستجو دقیق‌تر شود.
  • Das Schlagwort 'Künstliche Intelligenz' wurde vielen Artikeln zugeordnet.واژه کلیدی 'هوش مصنوعی' به بسیاری از مقالات اختصاص داده شد.
  • Die Bibliothek verwendet ein System von Schlagwörtern zur Katalogisierung.کتابخانه از سیستمی از واژگان کلیدی برای فهرست‌نویسی استفاده می‌کند.