schlammen

Aussprache: /ˈʃlamən/
Wortzerlegung: schlam·men
فعل

گل آلود کردن، لجن درست کردن

Beispiele

  • ln den Pfützen ''schlammt'' das schmutziges Wasser.در گودال‌ها آب کثیف گل آلود می‌شود.
  • Der Schmirgel wird fein gepulvert und das Pulver dann ''geschlammt''.سنباده ریز پودر شده و سپس لجن آن درست می‌شود.

Bedeutungen

1 بدون مفعول

گل‌آلود شدن، با لجن پر شدن، رسوب کردن (معمولاً در مورد آب یا بستر رودخانه).

  • Der Fluss ist nach dem Regen geschlammt.رودخانه بعد از باران گل‌آلود شده است.
  • Der Teich schlammt langsam zu.برکه به آرامی با لجن پر می‌شود.
2 Akkusativ

چیزی را گل‌آلود کردن یا با لجن پوشاندن.

  • Die Kinder haben den ganzen Hof geschlammt.بچه‌ها تمام حیاط را گل‌آلود کردند.
  • Er schlammte seine Stiefel im Matsch.او چکمه‌هایش را در گل و لای کثیف کرد.