der Schlappschwanz
آدم سستاراده، ترسو، بیعرضه؛ (عامیانه) مرد ناتوان جنسی
Bedeutungen
1
اصطلاح تحقیرآمیز برای فردی که فاقد اراده، شجاعت یا قاطعیت است؛ کسی که به راحتی تسلیم میشود یا از خود ضعف نشان میدهد.
- Niemand wollte ihm folgen, denn sie hielten ihn für einen Schlappschwanz.هیچکس نمیخواست او را دنبال کند، زیرا او را فردی بیاراده میدانستند.
- Er weigerte sich, die Aufgabe zu übernehmen, weil er Angst hatte, als Schlappschwanz dazustehen.او از پذیرش وظیفه امتناع کرد زیرا میترسید به عنوان فردی ترسو شناخته شود.
- Der Trainer warf dem Spieler vor, ein Schlappschwanz zu sein, weil er im entscheidenden Moment versagte.مربی بازیکن را به دلیل ناکامی در لحظه حساس، سستاراده خواند.
2
اصطلاح عامیانه و توهینآمیز برای مردی که از نظر جنسی ناتوان است یا عملکرد جنسی ضعیفی دارد.
- In der Bar nannte er ihn einen Schlappschwanz, was zu einer Schlägerei führte.در بار او را مردی ناتوان جنسی خطاب کرد که منجر به درگیری شد.
- Solche abfälligen Bemerkungen über Männer sind als Schlappschwanz beleidigend.چنین اظهارات توهینآمیزی درباره مردان، مانند خطاب کردنشان به عنوان 'شلاپشوانتس'، توهینآمیز است.
- Er fühlte sich gedemütigt, als man ihn hinter seinem Rücken als Schlappschwanz bezeichnete.او احساس تحقیر کرد وقتی که پشت سرش او را مردی ناتوان جنسی نامیدند.