der Schlappschwanz

Aussprache: /ˈʃlapˌʃvant͡s/
Worttrennung: Schlapp·schwanz
اسم

آدم سست‌اراده، ترسو، بی‌عرضه؛ (عامیانه) مرد ناتوان جنسی

Bedeutungen

1

اصطلاح تحقیرآمیز برای فردی که فاقد اراده، شجاعت یا قاطعیت است؛ کسی که به راحتی تسلیم می‌شود یا از خود ضعف نشان می‌دهد.

  • Niemand wollte ihm folgen, denn sie hielten ihn für einen Schlappschwanz.هیچ‌کس نمی‌خواست او را دنبال کند، زیرا او را فردی بی‌اراده می‌دانستند.
  • Er weigerte sich, die Aufgabe zu übernehmen, weil er Angst hatte, als Schlappschwanz dazustehen.او از پذیرش وظیفه امتناع کرد زیرا می‌ترسید به عنوان فردی ترسو شناخته شود.
  • Der Trainer warf dem Spieler vor, ein Schlappschwanz zu sein, weil er im entscheidenden Moment versagte.مربی بازیکن را به دلیل ناکامی در لحظه حساس، سست‌اراده خواند.
2

اصطلاح عامیانه و توهین‌آمیز برای مردی که از نظر جنسی ناتوان است یا عملکرد جنسی ضعیفی دارد.

  • In der Bar nannte er ihn einen Schlappschwanz, was zu einer Schlägerei führte.در بار او را مردی ناتوان جنسی خطاب کرد که منجر به درگیری شد.
  • Solche abfälligen Bemerkungen über Männer sind als Schlappschwanz beleidigend.چنین اظهارات توهین‌آمیزی درباره مردان، مانند خطاب کردنشان به عنوان 'شلاپ‌شوانتس'، توهین‌آمیز است.
  • Er fühlte sich gedemütigt, als man ihn hinter seinem Rücken als Schlappschwanz bezeichnete.او احساس تحقیر کرد وقتی که پشت سرش او را مردی ناتوان جنسی نامیدند.