die Schlaubergerin

Aussprache: /ˈʃlaʊ̯ˌbɛrɡəʁɪn/
Worttrennung: Schlau·ber·ge·rin
اسم

زن زرنگ و باهوش (با لحنی کمی طنزآمیز یا کنایه‌آمیز)

Bedeutungen

1

زن یا دختری که به نظر می‌رسد خیلی باهوش است، اغلب با لحنی کمی کنایه‌آمیز یا طنزآمیز به کار می‌رود، گاهی اوقات به معنای کسی که سعی می‌کند دیگران را فریب دهد یا از موقعیت سوء استفاده کند.

  • Sie ist eine echte Schlaubergerin und findet immer einen Weg, ihre Ziele zu erreichen.او واقعاً زرنگ است و همیشه راهی برای رسیدن به اهدافش پیدا می‌کند.
  • Die Lehrerin durchschaute die Schlaubergerin, die versuchte, die Regeln zu umgehen.معلم آن زن زیرک را که سعی داشت قوانین را دور بزند، شناخت.
  • Er nannte sie eine Schlaubergerin, weil sie die Antwort auf jede Frage wusste.او او را زن زرنگ نامید چون جواب هر سوالی را می‌دانست.