die Schlichtung
میانجیگری، داوری، سازش
Bedeutungen
1
فرآیندی که در آن یک شخص ثالث بیطرف (میانجی یا داور) به طرفین درگیر در یک اختلاف کمک میکند تا به توافق و راهحلی مسالمتآمیز برسند.
- Die Schlichtung zwischen den Gewerkschaften und dem Arbeitgeber war erfolgreich.میانجیگری بین اتحادیهها و کارفرما موفقیتآمیز بود.
- Eine außergerichtliche Schlichtung kann Zeit und Geld sparen.میانجیگری خارج از دادگاه میتواند در زمان و هزینه صرفهجویی کند.
- Der Schlichter versuchte, eine Einigung durch Schlichtung zu erzielen.میانجی تلاش کرد تا از طریق داوری به توافق برسد.