die Schlickbank

Aussprache: /ˈʃlɪkˌbank/
Worttrennung: Schlick·bank
اسم

تپه گلی، باتلاق کم‌عمق

Bedeutungen

1

توده‌ای از گل و لای نرم یا رسوبات ریز که در سواحل، رودخانه‌ها یا دریاچه‌ها انباشته شده و اغلب در هنگام جزر و مد نمایان می‌شود.

  • Das Schiff lief auf einer unerwarteten Schlickbank auf Grund.کشتی روی یک تپه گلی غیرمنتظره به گل نشست.
  • Vögel suchen oft auf der Schlickbank nach Nahrung.پرندگان اغلب روی تپه گلی به دنبال غذا می‌گردند.
  • Bei Ebbe kann man über die Schlickbank bis zu den Austernbänken laufen.در هنگام جزر، می‌توان از روی تپه گلی تا صدف‌ها پیاده‌روی کرد.