die Schließe

Aussprache: /ˈʃliːsə/
Worttrennung: Schlie·ße
اسم

سگک، قفل، گیره

Bedeutungen

1

قطعه‌ای فلزی یا پلاستیکی که برای بستن یا محکم کردن چیزی مانند کمربند، بند کفش یا کیف استفاده می‌شود و معمولاً شامل یک قاب و یک پین یا زبانه است.

  • Die Schließe meines Gürtels ist kaputt gegangen.سگک کمربند من خراب شده است.
  • Er zog die Schließe des Rucksacks fest.او سگک کوله‌پشتی را محکم کرد.
  • Die Schließe an der Sandale war leicht zu öffnen.سگک صندل به راحتی باز می‌شد.
2

مکانیزم قفل‌کننده یا بسته‌کننده در دستگاه‌ها یا ابزارها.

  • Die Schließe des Sicherheitsgurtes rastete hörbar ein.قفل کمربند ایمنی با صدای مشخصی در جای خود قرار گرفت.
  • Überprüfen Sie, ob die Schließe der Kette richtig geschlossen ist.بررسی کنید که آیا قفل زنجیر به درستی بسته شده است.
  • Die Schließe am Gehäuse ließ sich nicht mehr öffnen.قفل محفظه دیگر باز نمی‌شد.