die Schließe
سگک، قفل، گیره
Bedeutungen
1
قطعهای فلزی یا پلاستیکی که برای بستن یا محکم کردن چیزی مانند کمربند، بند کفش یا کیف استفاده میشود و معمولاً شامل یک قاب و یک پین یا زبانه است.
- Die Schließe meines Gürtels ist kaputt gegangen.سگک کمربند من خراب شده است.
- Er zog die Schließe des Rucksacks fest.او سگک کولهپشتی را محکم کرد.
- Die Schließe an der Sandale war leicht zu öffnen.سگک صندل به راحتی باز میشد.
2
مکانیزم قفلکننده یا بستهکننده در دستگاهها یا ابزارها.
- Die Schließe des Sicherheitsgurtes rastete hörbar ein.قفل کمربند ایمنی با صدای مشخصی در جای خود قرار گرفت.
- Überprüfen Sie, ob die Schließe der Kette richtig geschlossen ist.بررسی کنید که آیا قفل زنجیر به درستی بسته شده است.
- Die Schließe am Gehäuse ließ sich nicht mehr öffnen.قفل محفظه دیگر باز نمیشد.