das Schlupfloch

Aussprache: /ˈʃlʊpflox/
Worttrennung: Schlupf·loch
اسم

راه گریز، راه مخفی، سوراخ کوچک، مخرج

Bedeutungen

1

یک سوراخ یا شکاف کوچک که امکان عبور یا فرار را فراهم می‌کند؛ راهی برای پنهان شدن یا فرار از موقعیت‌های دشوار.

  • Die Maus fand schnell ein Schlupfloch in der Wand.موش به سرعت راه گریز کوچکی در دیوار پیدا کرد.
  • Der Angeklagte suchte nach einem Schlupfloch in den Beweisen.متهم به دنبال راه گریز در شواهد بود.
  • Das Schlupfloch im Zaun wurde von den Kindern zum Spielen genutzt.سوراخ کوچک در حصار توسط بچه‌ها برای بازی استفاده می‌شد.