der Schmäh
شوخی، حرف بیاساس، حرف گمراهکننده
Bedeutungen
1
سخنی که با هدف تمسخر، توهین یا گمراه کردن بیان میشود؛ اغلب شامل اغراق، دروغ یا بیاحترامی است.
- Seine Worte waren nur ein billiger Schmäh, um Aufmerksamkeit zu erregen.حرفهای او فقط یک شوخی ارزان برای جلب توجه بود.
- Der Politiker wurde wegen seines Schmähs gegen die Opposition kritisiert.آن سیاستمدار به دلیل حرفهای گمراهکنندهاش علیه اپوزیسیون مورد انتقاد قرار گرفت.
- Lass dich nicht auf seinen Schmäh ein, er meint es nicht ernst.درگیر حرفهای بیاساس او نشو، او جدی نمیگوید.