der Schmäh

Aussprache: /ʃmɛː/
Worttrennung: Schmäh
اسم

شوخی، حرف بی‌اساس، حرف گمراه‌کننده

Bedeutungen

1

سخنی که با هدف تمسخر، توهین یا گمراه کردن بیان می‌شود؛ اغلب شامل اغراق، دروغ یا بی‌احترامی است.

  • Seine Worte waren nur ein billiger Schmäh, um Aufmerksamkeit zu erregen.حرف‌های او فقط یک شوخی ارزان برای جلب توجه بود.
  • Der Politiker wurde wegen seines Schmähs gegen die Opposition kritisiert.آن سیاستمدار به دلیل حرف‌های گمراه‌کننده‌اش علیه اپوزیسیون مورد انتقاد قرار گرفت.
  • Lass dich nicht auf seinen Schmäh ein, er meint es nicht ernst.درگیر حرف‌های بی‌اساس او نشو، او جدی نمی‌گوید.