der Schmock

Aussprache: /ˈʃmɔk/
Worttrennung: Schmock
اسم

روزنامه‌نگار بی‌اخلاق، آدم بی‌ارزش و فرصت‌طلب

Bedeutungen

1

اصطلاحی تحقیرآمیز برای توصیف فردی (اغلب روزنامه‌نگار یا نویسنده) که به نظر می‌رسد فاقد اصول اخلاقی است، به دنبال منافع شخصی است و با قلم خود به دیگران آسیب می‌زند.

  • Dieser Journalist ist ein wahrer Schmock, der nur auf Skandale aus ist.این روزنامه‌نگار یک شموک واقعی است که فقط به دنبال رسوایی است.
  • Manche Leute werfen ihm vor, ein Schmock zu sein, der seine Prinzipien verkauft.برخی افراد او را متهم می‌کنند که یک فرصت‌طلب است که اصول خود را می‌فروشد.
  • Er weigerte sich, mit diesem Schmock ein Interview zu geben.او از دادن مصاحبه با آن روزنامه‌نگار بی‌اخلاق خودداری کرد.