der Schmachtfetzen

Aussprache: /ˈʃmaxtˌfɛt͡sn̩/
Worttrennung: Schmacht·fet·zen
اسم

اثر احساساتی و آبکی، فیلم/کتاب احساساتی

Bedeutungen

1

اصطلاحی تحقیرآمیز برای توصیف یک اثر هنری (مانند فیلم، کتاب یا موسیقی) که به شدت احساساتی، سطحی، کلیشه‌ای و اغلب با هدف برانگیختن احساسات زودگذر و سطحی مخاطب ساخته شده است.

  • Der Film war ein kitschiger Schmachtfetzen ohne tiefere Handlung.این فیلم یک اثر احساساتی و آبکی بی‌محتوا بدون داستانی عمیق بود.
  • Sie mag solche Schmachtfetzen, die sie zum Weinen bringen.او از این آثار احساساتی که او را به گریه می‌اندازند خوشش می‌آید.
  • Kritiker bezeichneten das Buch als einen billigen Schmachtfetzen.منتقدان این کتاب را یک اثر احساساتی و بی‌ارزش خواندند.