der Schmachtfetzen
اثر احساساتی و آبکی، فیلم/کتاب احساساتی
Bedeutungen
1
اصطلاحی تحقیرآمیز برای توصیف یک اثر هنری (مانند فیلم، کتاب یا موسیقی) که به شدت احساساتی، سطحی، کلیشهای و اغلب با هدف برانگیختن احساسات زودگذر و سطحی مخاطب ساخته شده است.
- Der Film war ein kitschiger Schmachtfetzen ohne tiefere Handlung.این فیلم یک اثر احساساتی و آبکی بیمحتوا بدون داستانی عمیق بود.
- Sie mag solche Schmachtfetzen, die sie zum Weinen bringen.او از این آثار احساساتی که او را به گریه میاندازند خوشش میآید.
- Kritiker bezeichneten das Buch als einen billigen Schmachtfetzen.منتقدان این کتاب را یک اثر احساساتی و بیارزش خواندند.