der Schmecker
حس بویایی (در حیوانات وحشی)، پوزه (حیوانات شکاری)
Beispiele
- Er hat einen feinen ''Schmecker''!‘ sagte er, und ließ sich in einen Stuhl nieder. Tammeri stand vor ihm mit ängstlich gefalteten Händen.او گفت: «حس بویایی تیزی دارد!» و روی صندلی نشست. تامری با دستانی که از ترس در هم گره خورده بود، جلوی او ایستاد.