das Schmeichelwort
چاپلوسی، کلمه دلگرمکننده
Bedeutungen
1
کلمهای که برای تعریف و تمجید بیمورد یا اغراقآمیز از کسی گفته میشود تا او را خوشحال کند یا نظرش را جلب کند؛ چاپلوسی.
- Seine ständigen Schmeichelworte nervten seine Kollegen.چاپلوسیهای مداوم او همکارانش را کلافه میکرد.
- Sie durchschaute seine Schmeichelworte und ließ sich nicht beeindrucken.او چاپلوسیهایش را فهمید و تحت تأثیر قرار نگرفت.
- Ein ehrliches Kompliment ist besser als viele Schmeichelworte.یک تعریف صادقانه بهتر از بسیاری چاپلوسیها است.
2
کلمهای که برای دلگرمی دادن یا تشویق کسی به کار میرود، اما ممکن است کمی اغراقآمیز باشد.
- Das Schmeichelwort des Lehrers ermutigte den Schüler, weiterzumachen.کلمه دلگرمکننده معلم، دانشآموز را تشویق کرد که ادامه دهد.
- Obwohl es nur ein kleines Schmeichelwort war, freute sie sich darüber sehr.اگرچه فقط یک کلمه دلگرمکننده کوچک بود، اما او از آن بسیار خوشحال شد.
- Er gab ihr ein Schmeichelwort, um ihr Selbstvertrauen zu stärken.او برای تقویت اعتماد به نفسش، کلمهای دلگرمکننده به او گفت.