das Schmeichelwort

Aussprache: /ˈʃmaɪ̯çl̩vɔrt/
Worttrennung: Schmei·chel·wort
اسم

چاپلوسی، کلمه دلگرم‌کننده

Bedeutungen

1

کلمه‌ای که برای تعریف و تمجید بی‌مورد یا اغراق‌آمیز از کسی گفته می‌شود تا او را خوشحال کند یا نظرش را جلب کند؛ چاپلوسی.

  • Seine ständigen Schmeichelworte nervten seine Kollegen.چاپلوسی‌های مداوم او همکارانش را کلافه می‌کرد.
  • Sie durchschaute seine Schmeichelworte und ließ sich nicht beeindrucken.او چاپلوسی‌هایش را فهمید و تحت تأثیر قرار نگرفت.
  • Ein ehrliches Kompliment ist besser als viele Schmeichelworte.یک تعریف صادقانه بهتر از بسیاری چاپلوسی‌ها است.
2

کلمه‌ای که برای دلگرمی دادن یا تشویق کسی به کار می‌رود، اما ممکن است کمی اغراق‌آمیز باشد.

  • Das Schmeichelwort des Lehrers ermutigte den Schüler, weiterzumachen.کلمه دلگرم‌کننده معلم، دانش‌آموز را تشویق کرد که ادامه دهد.
  • Obwohl es nur ein kleines Schmeichelwort war, freute sie sich darüber sehr.اگرچه فقط یک کلمه دلگرم‌کننده کوچک بود، اما او از آن بسیار خوشحال شد.
  • Er gab ihr ein Schmeichelwort, um ihr Selbstvertrauen zu stärken.او برای تقویت اعتماد به نفسش، کلمه‌ای دلگرم‌کننده به او گفت.