das Schmerzgebrüll
غرش از درد، فریاد دردناک
Bedeutungen
1
صدای بلند و نالهمانندی که در اثر درد شدید از فرد شنیده میشود.
- Das Schmerzgebrüll des verletzten Tieres war unerträglich.غرش دردناک حیوان مجروح غیرقابل تحمل بود.
- Ein Schmerzgebrüll entfuhr ihm, als er auf die Wunde trat.با قدم گذاشتن روی زخم، فریاد دردناکی از او شنیده شد.
- Die Ärzte versuchten, das Schmerzgebrüll des Patienten zu lindern.پزشکان سعی کردند فریاد دردناک بیمار را تسکین دهند.