der Schmetterlingskundler
پروانهشناس (مذکر)
Bedeutungen
1
مردی که در علم پروانهشناسی تخصص دارد و به مطالعه پروانهها و شاپرکها میپردازد.
- Der Schmetterlingskundler identifizierte die seltene Art.پروانهشناس، گونه نادر را شناسایی کرد.
- Als Schmetterlingskundler reiste er um die ganze Welt.او به عنوان یک پروانهشناس به سراسر جهان سفر کرد.
- Der junge Schmetterlingskundler sammelte Proben im Wald.پروانهشناس جوان نمونههایی را در جنگل جمعآوری کرد.