die Schmiererei
لکه، کثافتکاری، خطخطی
Bedeutungen
1
اثر ناشی از مالیدن یا پخش کردن مادهای چرب، کثیف یا رنگی به صورت نامنظم و زشت بر روی یک سطح.
- Die Wand war mit einer hässlichen Schmiererei beschmiert.دیوار با یک خطخطی زشت لکهدار شده بود.
- Er wischte die Schmiererei vom Tisch.او لکه را از روی میز پاک کرد.
- Die Schmiererei auf dem Fenster erschwerte die Sicht.کثافتکاری روی پنجره دید را دشوار میکرد.
2
اثر نقاشی یا نوشتن ناشیانه، بیکیفیت و اغلب غیرقانونی (مانند گرافیتی) بر روی سطوح عمومی.
- Die Stadt musste die Schmierereien von den U-Bahn-Waggons entfernen.شهرداری مجبور شد خطخطیها را از واگنهای مترو پاک کند.
- Diese Schmiererei sieht nicht wie Kunst aus.این خطخطی شبیه هنر به نظر نمیرسد.
- Die Schmiererei an der Hauswand war eine Sachbeschädigung.خطخطی روی دیوار خانه تخریب اموال بود.