der Schmierfink

Aussprache: /ˈʃmiːɐ̯ˌfɪŋk/
Wortzerlegung: Schmier·fink
اسم

بدخط، کسی که کثیف و نامرتب می‌نویسد (یا لباسش را کثیف می‌کند / توهین‌آمیز)

Beispiele

  • Der Schüler war ein ''Schmierfink,'' so dass nicht zu entziffern war, ob er „Hans“ oder „Maus“ schreiben wollte.آن دانش‌آموز یک فرد بدخط بود، به طوری که اصلا مشخص نبود «هانس» نوشته است یا «موس» (موش).
  • Der kleine ''Schmierfink'' war überall mit Farbe bekleckert.آن بچه کثیف همه‌جا با رنگ جوهری یا گواش لک شده بود.
  • Ein ''Schmierfink'' verbreitete Lügen über ihn in der Zeitung.یک آدم دروغ‌پرداز و هرزه‌نویس شایعاتی درباره او در روزنامه پخش کرد.