der Schmiss
جای زخم (معمولاً در صورت)، بریدگی
Beispiele
- Der Paukant wurde auf ''Schmiss'' abgeführt.دوئلکننده با «جای زخم» (در صورت) از میدان خارج شد.
- Schulte-Noelle trägt einen respektablen ''Schmiss'' im Gesicht.شولته-نوله یک «جای زخم» قابل توجه در صورتش دارد.
- Der Student mit den ''Schmissen'' verlangt kurz und knapp einen blauen Trenchcoat.دانشجویی که «جای زخم» داشت، کوتاه و مختصر یک بارانی آبی خواست.