die Schnörkeligkeit
پر از زیور و تزئینات، پر زرق و برق بودن
Bedeutungen
1
کیفیت یا حالت داشتن تزئینات زیاد و پیچیده؛ مشابه Schnörkelhaftigkeit اما ممکن است کمی کلیتر یا کمتر تخصصی به کار رود.
- Die Schnörkeligkeit der alten Architektur faszinierte ihn.تزئینات زیاد معماری قدیمی او را مجذوب کرد.
- Er mochte keine übertriebene Schnörkeligkeit in der Mode.او تزئینات اغراقآمیز در مد را دوست نداشت.
- Die Schnörkeligkeit der Musik war für manche Zuhörer zu viel.پیچیدگی موسیقی برای برخی از شنوندگان زیاد بود.