die Schnörkeligkeit

Aussprache: /ˈʃnœʁkl̩ɪçkaɪ̯t/
Worttrennung: Schnör·ke·lig·keit
اسم

پر از زیور و تزئینات، پر زرق و برق بودن

Bedeutungen

1

کیفیت یا حالت داشتن تزئینات زیاد و پیچیده؛ مشابه Schnörkelhaftigkeit اما ممکن است کمی کلی‌تر یا کمتر تخصصی به کار رود.

  • Die Schnörkeligkeit der alten Architektur faszinierte ihn.تزئینات زیاد معماری قدیمی او را مجذوب کرد.
  • Er mochte keine übertriebene Schnörkeligkeit in der Mode.او تزئینات اغراق‌آمیز در مد را دوست نداشت.
  • Die Schnörkeligkeit der Musik war für manche Zuhörer zu viel.پیچیدگی موسیقی برای برخی از شنوندگان زیاد بود.