der Schneehügel
تپه برفی
Bedeutungen
1
تودهای از برف که به دلیل باد یا عوامل دیگر انباشته شده و شکلی شبیه به تپه یا پشته ایجاد کرده است.
- Die Kinder spielten fröhlich auf dem Schneehügel im Garten.بچهها با شادی روی تپه برفی در باغ بازی میکردند.
- Ein großer Schneehügel versperrte die Einfahrt.یک تپه برفی بزرگ ورودی را مسدود کرده بود.
- Wir bauten eine Schneeburg auf dem Schneehügel.ما روی تپه برفی یک قلعه برفی ساختیم.