der Schneekönig

Aussprache: /ˈʃneːˌkøːnɪç/
Worttrennung: Schnee·kö·nig
اسم

پرنده الکا (نوعی پرنده کوچک / چرخ‌ریسَک یا الکا) / شاه زمستان

Bedeutungen

1

نام پرنده‌ای کوچک از خانواده چرخ‌ریسَک‌ها (Troglodytidae) که در مناطق سردسیر زندگی می‌کند و به خاطر آوازش شناخته شده است.

  • Der kleine Schneekönig versteckte sich im dichten Gebüsch.پرنده الکا کوچک در میان بوته‌های انبوه پنهان شد.
  • Sein Gesang ist trotz der geringen Größe des Schneekönigs erstaunlich laut.آواز این پرنده الکا با وجود جثه کوچکش به طرز شگفت‌آوری بلند است.
  • Manchmal sieht man den Schneekönig auch im Winter in Gärten.گاهی اوقات پرنده الکا را در زمستان در باغ‌ها نیز می‌توان دید.
2

عنوان شخصیت اصلی در داستان پریان معروف هانس کریستین آندرسن.

  • Die Geschichte vom Schneekönig handelt von Freundschaft und Mut.داستان شاه زمستان درباره دوستی و شجاعت است.
  • Gerda reist durch eine eisige Welt, um ihren Freund Kai zu retten, der vom Schneekönig entführt wurde.گردا در دنیایی یخ‌زده سفر می‌کند تا دوستش کای را که توسط شاه زمستان ربوده شده نجات دهد.
  • Der Schneekönig repräsentiert in der Geschichte Kälte und Herzlosigkeit.شاه زمستان در داستان نماد سرما و بی‌رحمی است.