die Schnitzerei
کنده کاری، تراشکاری
Beispiele
- Während der ''Schnitzerei'' sollte man Augenschutz tragen.هنگام کنده کاری باید از محافظ چشم استفاده کرد.
- Mein Arbeitskollege sammelt afrikanische ''Schnitzereien.همکار کاری من مجموعهای از کنده کاریهای آفریقایی را جمع آوری میکند.
- Von Kowno wusste Martin nur, dass von dort jüdische Händler mit ihren Einspännern über den Fluss kamen, um im Memelland Kleidung und ''Schnitzereien'' zu verkaufen.از کاوناس فقط میدانست که بازرگانان یهودی از آنجا با درشکههایشان از طریق رودخانه میآمدند تا در منطقه مملی لباس و کنده کاری بفروشند.