die Schonfrist

Aussprache: /ˈʃoːnˌfʁɪst/
Worttrennung: Schon·frist
اسم

مهلت، فرصت (معمولاً کوتاه) تا وقوع اتفاق ناخوشایند

Bedeutungen

1

دوره زمانی کوتاه که پس از یک رویداد منفی یا در آستانه یک اتفاق ناگوار به کسی داده می‌شود تا خود را آماده کند یا از عواقب آن بکاهد؛ مهلت.

  • Die Firma erhielt eine Schonfrist, bevor die endgültige Entscheidung fiel.شرکت قبل از اتخاذ تصمیم نهایی، مهلتی دریافت کرد.
  • Nach dem Unfall bekam er eine Schonfrist, um seine Schulden zu begleichen.پس از تصادف، او فرصتی برای پرداخت بدهی‌هایش دریافت کرد.
  • Diese Schonfrist ist nur vorübergehend.این مهلت فقط موقتی است.