die Schonhaltung

Aussprache: /ˈʃoːnˌhaltʊŋ/
Worttrennung: Schon·hal·tung
اسم

حالت محافظه‌کارانه، وضعیت حمایتی (برای کاهش درد)

Bedeutungen

1

یک وضعیت یا وضعیت بدنی که فرد به طور ناخودآگاه برای جلوگیری از درد یا ناراحتی ناشی از آسیب یا بیماری اتخاذ می‌کند.

  • Nach dem Sport hatte er eine Schonhaltung im Nacken.بعد از ورزش، او در گردنش حالت محافظه‌کارانه داشت.
  • Der Arzt erkannte die Schonhaltung seines Patienten sofort.پزشک بلافاصله وضعیت حمایتی بیمارش را تشخیص داد.
  • Diese Schonhaltung kann langfristig zu weiteren Problemen führen.این وضعیت حمایتی می‌تواند در دراز مدت منجر به مشکلات بیشتری شود.