die Schrägung

Aussprache: /ʃʁɛːɡʊŋ/
Worttrennung: Schrä·gung
اسم

شیب، انحراف، زاویه مورب

Bedeutungen

1

میزان انحراف یا زاویه‌ای که یک خط، سطح یا جسم نسبت به یک خط یا صفحه مرجع (معمولاً افقی یا عمودی) دارد؛ شیب.

  • Die Schrägung der Straße ist hier sehr stark und macht das Fahren schwierig.شیب این جاده در اینجا بسیار زیاد است و رانندگی را دشوار می‌کند.
  • Die Ingenieure berechneten die notwendige Schrägung für die Brückenpfeiler.مهندسان شیب لازم برای پایه‌های پل را محاسبه کردند.
  • Die Schrägung des Bohrers ermöglicht ein präzises Eindringen in das Material.زاویه مورب مته، نفوذ دقیق به ماده را ممکن می‌سازد.
2

در زمینه فنی یا مکانیکی، زاویه‌ای که یک جزء نسبت به موقعیت استاندارد خود دارد، مانند زاویه میل‌لنگ یا زاویه قرارگیری چرخ‌ها.

  • Die falsche Schrägung der Räder führt zu ungleichmäßigem Reifenverschleiß.زاویه اشتباه چرخ‌ها منجر به سایش نامتوازن لاستیک‌ها می‌شود.
  • Die Schrägung des Werkzeugs muss exakt eingestellt werden.زاویه قرارگیری ابزار باید دقیق تنظیم شود.
  • Die Einstellung der Schrägung beeinflusst die Stabilität des Fahrzeugs.تنظیم زاویه انحراف بر پایداری وسیله نقلیه تأثیر می‌گذارد.