der Schrätel

Aussprache: /ˈʃrɛːtl̩/
Worttrennung: Schrä·tel
اسم

روح تنها و ژولیده

Bedeutungen

1

شکل کوچک شده یا نامی دیگر برای 'Schrat'، موجودی افسانه‌ای جنگلی، اغلب به صورت مردی تنها و ژولیده.

  • Im Märchen tauchte ein kleiner Schrätel auf, der den Weg zeigte.در افسانه، یک شراتل (روح کوچک جنگل) ظاهر شد که راه را نشان داد.
  • Der Schrätel war bekannt dafür, Wanderern zu helfen, die sich verirrt hatten.شرتل به کمک به کوهنوردانی که گم شده بودند، معروف بود.
  • Man sagt, der Schrätel wohnt in alten Baumhöhlen.گفته می‌شود که شرتل در حفره‌های درختان قدیمی زندگی می‌کند.