die Schrankenwärterin
مسئول راهبند (زن)، نگهبان راهبند (زن)
Bedeutungen
1
زنی که مسئولیت کنترل و باز و بسته کردن راهبند (مانند راهبندهای راهآهن یا پارکینگ) را بر عهده دارد.
- Die Schrankenwärterin hob die Schranke für die einfahrenden Autos.مسئول راهبند زن، راهبند را برای خودروهای ورودی بالا برد.
- Die Schrankenwärterin prüfte die Tickets der Besucher.مسئول راهبند زن بلیطهای بازدیدکنندگان را بررسی کرد.
- Ihre Aufgabe als Schrankenwärterin war es, für Sicherheit zu sorgen.وظیفه او به عنوان مسئول راهبند، تأمین امنیت بود.