اسم
1. گلوله توپ حاوی ساچمه، ترکش 2. (عامیانه) زن پیر، بداخلاق و اغلب زشت
جملات نمونه برای Schrapnell:
„Haben wir nicht, als im Feld der Tod unser Kamerad war, der bei uns hockte in Schützengräben und Unterständen, in zerschossenen Dörfern und Wäldern, im Hagel der ''Schrapnelle'' und unterm Licht der Sterne, geschworen mit heiligem Ernst, daß der Krieg nur einen Sinn haben kann: den Aufbruch der Jugend?“
آیا ما در میدان جنگ، آنگاه که مرگ رفیق ما بود، که در سنگرها و پناهگاهها، در روستاها و جنگلهای ویرانشده، در باران ترکشها و زیر نور ستارگان کنار ما نشسته بود، با جدیت تمام سوگند نخوردیم که جنگ فقط میتواند یک معنا داشته باشد: بیداری جوانان؟