اسم
موجود افسانهای جنگلی، آدم منزوی و ژولیده
جملات نمونه برای Schrat:
Mitten im Wald begegnete ihm ein ''Schrat.''
در وسط جنگل با یک موجود جنگلی (شِرات) روبرو شد.
Es war einmal ein ''Schrat,'' der lebte ganz alleine im Wald hinter der Quelle.
یکی بود یکی نبود، موجودی جنگلی بود که کاملاً به تنهایی در جنگل پشت چشمه زندگی میکرد.
„Der Typ blickt uns an, Gesicht wie ein ''Schrat'', der gegen Windmühlen gelaufen ist.“
«آن مرد به ما نگاه میکند، چهرهای مثل فردی ژولیده و افسانهای که به جنگ آسیابهای بادی رفته باشد دارد.»