die Schreiberei

Aussprache: /ʃʁaɪ̯bəˈʁaɪ̯/
Worttrennung: Schrei·be·rei
اسم

نوشتن (به معنای عمل نوشتن، گاهی با بار منفی یا خسته‌کننده)

Bedeutungen

1

عمل نوشتن، به ویژه زمانی که به صورت مداوم، زیاد یا خسته‌کننده تلقی شود.

  • Nach stundenlanger Schreiberei waren meine Finger müde.بعد از ساعت‌ها نوشتن، انگشتانم خسته بودند.
  • Die ganze Schreiberei für die Hausarbeit hat mich viel Zeit gekostet.تمام این نوشتن برای تکلیف خانه، زمان زیادی از من گرفت.
  • Er beklagte sich über die endlose Schreiberei im Büro.او از نوشتن بی‌پایان در اداره شکایت داشت.