die Schreiberei
نوشتن (به معنای عمل نوشتن، گاهی با بار منفی یا خستهکننده)
Bedeutungen
1
عمل نوشتن، به ویژه زمانی که به صورت مداوم، زیاد یا خستهکننده تلقی شود.
- Nach stundenlanger Schreiberei waren meine Finger müde.بعد از ساعتها نوشتن، انگشتانم خسته بودند.
- Die ganze Schreiberei für die Hausarbeit hat mich viel Zeit gekostet.تمام این نوشتن برای تکلیف خانه، زمان زیادی از من گرفت.
- Er beklagte sich über die endlose Schreiberei im Büro.او از نوشتن بیپایان در اداره شکایت داشت.