der Schreibtischjob

Aussprache: /ˈʃʁaɪ̯pˌtɪʃd͡ʒɔp/
Worttrennung: Schreib·tischjob
اسم

شغل پشت میز نشینی

Bedeutungen

1

شغلی که نیازمند نشستن طولانی مدت پشت میز است و معمولاً شامل کارهای اداری، دفتری یا کامپیوتری می‌شود.

  • Mein neuer Schreibtischjob erfordert viel Konzentration und Geduld.شغل جدیدم که پشت میز نشینی است، نیاز به تمرکز و صبر زیادی دارد.
  • Viele Menschen träumen davon, einen Schreibtischjob zu haben, der gut bezahlt wird.بسیاری از مردم آرزوی داشتن یک شغل پشت میز نشینی با درآمد خوب را دارند.
  • Nach Jahren im Außendienst hat sie sich für einen Schreibtischjob entschieden.او پس از سال‌ها کار در بیرون از دفتر، شغل پشت میز نشینی را انتخاب کرد.