der Schreibwarenladen
کتابفروشی، لوازم التحریر فروشی
Bedeutungen
1
مغازهای که در آن لوازم التحریر، نوشتافزار، کاغذ، و گاهی کتاب و مجلات فروخته میشود.
- Ich kaufe meine Stifte immer in diesem kleinen Schreibwarenladen.من همیشه مدادهایم را از این مغازه کوچک لوازم التحریر میخرم.
- Der Schreibwarenladen hat auch eine gute Auswahl an Grußkarten.این مغازه لوازم التحریر همچنین مجموعه خوبی از کارت تبریک دارد.
- Vor Schulbeginn ist der Schreibwarenladen besonders voll.قبل از شروع مدرسه، مغازه لوازم التحریر به طور ویژه شلوغ است.