das Schreibzeug

Aussprache: /ˈʃʁaɪ̯pt͡sɔɪ̯k/
Worttrennung: Schreib·zeug
اسم

لوازم‌التحریر، ابزار نوشتن

Bedeutungen

1

مجموعه‌ای از ابزار و وسایل مورد نیاز برای نوشتن، مانند قلم، جوهر، کاغذ، پاک‌کن و غیره.

  • Ich habe mein Schreibzeug vergessen und kann keine Notizen machen.من لوازم‌التحریر خود را فراموش کرده‌ام و نمی‌توانم یادداشت بردارم.
  • Das Kind packte sein neues Schreibzeug in die Schultasche.کودک لوازم‌التحریر جدیدش را در کیف مدرسه گذاشت.
  • Für den Brief brauche ich noch gutes Schreibzeug.برای نامه به لوازم‌التحریر خوبی نیاز دارم.