das Schreibzeug
لوازمالتحریر، ابزار نوشتن
Bedeutungen
1
مجموعهای از ابزار و وسایل مورد نیاز برای نوشتن، مانند قلم، جوهر، کاغذ، پاککن و غیره.
- Ich habe mein Schreibzeug vergessen und kann keine Notizen machen.من لوازمالتحریر خود را فراموش کردهام و نمیتوانم یادداشت بردارم.
- Das Kind packte sein neues Schreibzeug in die Schultasche.کودک لوازمالتحریر جدیدش را در کیف مدرسه گذاشت.
- Für den Brief brauche ich noch gutes Schreibzeug.برای نامه به لوازمالتحریر خوبی نیاز دارم.