der Schreihals
جیغجیغو، بچهی ننر، پر سر و صدا
Bedeutungen
1
شخصی (اغلب کودک) که زیاد و با صدای بلند گریه یا فریاد میزند؛ کسی که سروصدای زیادی ایجاد میکند.
- Der kleine Schreihals weinte, weil er sein Spielzeug nicht bekam.جیغجیغوی کوچک گریه میکرد چون اسباببازیاش را نگرفته بود.
- Hör auf, so ein Schreihals zu sein, und sprich leise!دیگر جیغجیغو نباش و آرام صحبت کن!
- Der Schreihals im Nachbarzimmer störte die Ruhe.جیغجیغوی اتاق بغلی، آرامش را بر هم زد.
2
شخصی که با صدای بلند و غالباً آزاردهنده صحبت میکند یا اعتراض میکند.
- Er ist ein lauter Schreihals, der immer seine Meinung kundtut.او یک پر سر و صدا است که همیشه نظرش را اعلام میکند.
- Lass dich von keinem Schreihals einschüchtern.نگذار هیچ فرد پر سر و صدایی تو را بترساند.
- Der Schreihals in der Menge forderte lautstark eine Antwort.فریادزن در جمعیت، با صدای بلند پاسخی را طلب کرد.