der Schreihals

Aussprache: /ˈʃʁaɪ̯hals/
Worttrennung: Schrei·hals
اسم

جیغ‌جیغو، بچه‌ی ننر، پر سر و صدا

Bedeutungen

1

شخصی (اغلب کودک) که زیاد و با صدای بلند گریه یا فریاد می‌زند؛ کسی که سروصدای زیادی ایجاد می‌کند.

  • Der kleine Schreihals weinte, weil er sein Spielzeug nicht bekam.جیغ‌جیغوی کوچک گریه می‌کرد چون اسباب‌بازی‌اش را نگرفته بود.
  • Hör auf, so ein Schreihals zu sein, und sprich leise!دیگر جیغ‌جیغو نباش و آرام صحبت کن!
  • Der Schreihals im Nachbarzimmer störte die Ruhe.جیغ‌جیغوی اتاق بغلی، آرامش را بر هم زد.
2

شخصی که با صدای بلند و غالباً آزاردهنده صحبت می‌کند یا اعتراض می‌کند.

  • Er ist ein lauter Schreihals, der immer seine Meinung kundtut.او یک پر سر و صدا است که همیشه نظرش را اعلام می‌کند.
  • Lass dich von keinem Schreihals einschüchtern.نگذار هیچ فرد پر سر و صدایی تو را بترساند.
  • Der Schreihals in der Menge forderte lautstark eine Antwort.فریادزن در جمعیت، با صدای بلند پاسخی را طلب کرد.