das Schrifttum

Aussprache: /ˈʃrɪftˌtuːm/
Worttrennung: Schrift·tum
اسم

ادبیات، مجموعه آثار مکتوب، نوشته‌ها

Bedeutungen

1

مجموعه آثار مکتوب، نوشته‌ها یا ادبیات یک دوره، موضوع یا نویسنده خاص.

  • Das Schrifttum der Renaissance ist sehr vielfältig.مجموعه آثار مکتوب دوره رنسانس بسیار متنوع است.
  • Er hat sich intensiv mit dem Schrifttum seiner Heimatregion beschäftigt.او به طور فشرده با مجموعه آثار مکتوب منطقه زادگاهش سر و کار داشته است.
  • Dieses Thema ist in der wissenschaftlichen Fachliteratur gut dokumentiert, aber das allgemeine Schrifttum dazu ist begrenzt.این موضوع در ادبیات تخصصی علمی به خوبی مستند شده است، اما مجموعه آثار عمومی در مورد آن محدود است.
2

به طور کلی، هرگونه نوشته یا متن، به ویژه متون رسمی یا علمی.

  • Das Schrifttum des Mittelalters gibt uns Einblicke in das damalige Leben.نوشته‌های قرون وسطی به ما بینشی در مورد زندگی آن زمان می‌دهند.
  • Die Entwicklung des Schrifttums hat die Verbreitung von Wissen revolutioniert.توسعه نوشته‌ها، انتشار دانش را متحول کرده است.
  • Wir müssen das gesamte Schrifttum zu diesem Projekt überprüfen.ما باید تمام متون مربوط به این پروژه را بررسی کنیم.