der Schriftträger

Aussprache: /ˈʃʁɪftˌtʁɛːɡɐ/
Worttrennung: Schrift·trä·ger
اسم

وسیله نوشتن، حامل نوشته

Bedeutungen

1

چیزی که نوشته یا علائم بر روی آن قرار می‌گیرد یا منتقل می‌شود.

  • Papyrus war ein wichtiger Schriftträger im alten Ägypten.پاپیروس یک وسیله مهم نوشتن در مصر باستان بود.
  • Die Steintafel diente als dauerhafter Schriftträger für Gesetze.لوح سنگی به عنوان یک حامل نوشته دائمی برای قوانین عمل می‌کرد.
  • Früher waren Pergamentrollen der gebräuchlichste Schriftträger.در گذشته، طومارهای پوستین رایج‌ترین وسیله نوشتن بودند.