der Schriftträger
وسیله نوشتن، حامل نوشته
Bedeutungen
1
چیزی که نوشته یا علائم بر روی آن قرار میگیرد یا منتقل میشود.
- Papyrus war ein wichtiger Schriftträger im alten Ägypten.پاپیروس یک وسیله مهم نوشتن در مصر باستان بود.
- Die Steintafel diente als dauerhafter Schriftträger für Gesetze.لوح سنگی به عنوان یک حامل نوشته دائمی برای قوانین عمل میکرد.
- Früher waren Pergamentrollen der gebräuchlichste Schriftträger.در گذشته، طومارهای پوستین رایجترین وسیله نوشتن بودند.