das Schrot

Aussprache: /ʃʁoːt/
Wortzerlegung: Schrot
اسم

گندم نیم‌کوب، ساچمه تفنگ

Beispiele

  • Der zu ''Schrot'' gemahlene Weizen wird in Wasser eingeweicht.گندمی که به صورت نیم‌کوب درآمده است در آب خیسانده می‌شود.
  • Wir schießen mit ''Schrot.ما با ساچمه شلیک می‌کنیم.
  • Nach meiner Erfahrung sind ''Schrot'' Nr. 4, wovon 48 Stück ein Loth wiegen, zum Schießen auf Auerhähne allem gröberen ''Schrot'' vorzuziehen, da diese besser decken und hinreichend stark sind.“ (1875)طبق تجربه من، ساچمه‌های شماره ۴ که ۴۸ عدد آن یک لوت وزن دارد، برای تیراندازی به قرقاول کوهی بر تمام ساچمه‌های درشت‌تر ترجیح دارند، زیرا بهتر پوشش می‌دهند و به اندازه کافی قوی هستند.» (۱۸۷۵)